زیبای درونم
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩  

هو المحبوب

١.
روزهای آخر شیرین ترین دوران زندگیم را می گذرانم. امشب تنها لحظه ای به نبودنش
درونم اندیشیدم و سخت آزرده خاطر شدم؛ هرچند که می دانم لذت در آغوش کشیدنش را با هیچ چیز معاوضه نخواهم کرد.

آمدنش برایم تحفه هایی به همراه داشت که زبان از اساس توان وصفش را ندارد. گویی من در او و بودنش غوطه ور شده ام نه او در درون من! گویی من بودنم را وام دار او هستم نه او حیاتش بسته به من. و تمام این ها ادله ای است بس محکم مبنی بر مهربانی یگانه پروردگارم. دردانه ام بی شک از دیار مهر پروردگارم روانه ی وجودم شده است که این چنین بودنش برایم برکت آورده.
من می دانم و خدای من که چه ها را ترک نکرده ام و چه ها نصیبم نشده است. شیرین است که حال می نشینم به این نه ماهه ام می نگرم با خود می گویم خداوندگارا شکرت که این بدی ها را از من ستاندی و صد البته که افسوسش را به سر می کوبم که ای کاش اینها از اول برایم نبود...و حس عذاب وجدانی که جز چشمداشتی عاجزانه به لطف مهربان پروردگارم هیچ چیز را یارای التیام آن نیست...نکند این ها سرنوشت دردانه ام را سوء گرداند و برای او  شوم باشد... که این خود به تنهایی برای مرگ من کافی است. اما خدایی دارم که هیچ چیز توان مقابله با مهرش را ندارد که کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ

شاید امشب شب آخر با هم بودنمان باشد. و شاید نهایت سه شب دیگر... و شب شنبه بی شک برایم سخت ترین شب عمرم خواهد بود...برای آنکه برایم سخت ننماید تلاش کرده بودم که به عظمت ماجرا نیندیشم...اما حال... فکر این که دیگر درونم نخواهی جنبید بسیار برایم سخت و ناگوار است...


دردانه ی پاکم، برایم دعا کن که حس بودنت تا ابد درونم بجنبد. مثل همین الان که پاهای کوچکت را بردی کنار پهلوهایم!!! دعا کن جس بودنت تا ابد برایم بماند...

مادر بودن سخت ترین کار عالم است... حتی یک عاشق اگر مادر نباشد مرتبه ای پایین تر از مادری دارد... مادری چیزی فرای عشق است... این را الان می گویم که هنوز حتی فرزندم را نیز در اغوش نگرفته ام!!!!

برای همین است که بالارتین نوجه ی مولایمان - هم او که بی شعورانی اندک حرمتش را چند روزی است شکسته اند و حیف خاک تمام عالم که بر سر آن ها انبار شود- روضه ی مادر است و حرف از بی مادری...

خداوندگار مهربانم... یاریم ده تا درک درستی از مقامی که عطایم فرموده ای پیدا کنم که نکند تکیه بر جای بزرگان زدن باشد که مادر این عالم فاطمه ی زهرا است.... خودت عنایت فرما...



کلمات کلیدی: مادر