همه چیز میتوانست بد تر از این ها باشد.
ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٩  

یا حنان

1.

شکر خدا نقطع عطف زندگیم را درست تشخیص داده بودم! من خویم. با همه خستگی هایم خوبم. در حال بهتر شدن هم هستم  این از همه چیز برایم بهتر است.

2.

پسرکم این بار می آزمایدم. 4 دی عمل جراحی فتق. در بیمارستان حضرت علی اصغر. جایی که رفتنش را به همه توصیه می کنم. آن قدر که مطمئنم وقتی از آنجا برگردی فرزندت را هزار برابر بیشتر دوست می داری و باز نمی دانی چگونه شکر خدا را کنی...

3.

گاهی فکر می کنم چطور کسی می تواند به همین راحتی قسمتی از زندگیش را فراموش کند. چیزی که آدمیزاد را دچار خود می کند مهر است. آن هم از نوع خواهرانه.  گاهی فکر می کنم کبک هم حیوان نجیبی است!

4.

تمام وجودم چیزی را فریاد می زند که در آزمونش سرخورده شده ام... اما خب به استناد احادیث دیگری امید دارم.

گاهی لازم است با عشقت تلخی را بچشی و به به بگویی...

5.

من خوشحالم و شاکر و گرفتار !


کلمات کلیدی: سبک زندگی